Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for می, 2008

گاهي دلگير ميشوي… گاهي فكر ميكني چقدر دنياهايمان فرق دارد… گاهي حوصله ات را سر مي برم… ميفهمم! به اندازه ي همين معصومه مي فهمم! حالا بيشتر نه!
اما حواسم هست كه وقتي اين وسط ها اتفاقي افتاد. حرفي را شنيدم و رازي را گفتم…. ديگر قصه ام با تو وهمه ي هم قصه ها فرق [...]

Read Full Post »